تبليغاتX
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری - ديدي آخر دم مردانه به جز لاف نبود؟

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری

برحذر باش که سر می شکند دیوارش

 

اول بگم كه تيتر پست هيچ ربطي به محتوا نداره همينجوري تو ذهنم بود گفتم بنويسم راحت شم!

ديدي آخر دم مردانه به جز لاف نبود؟

بكش از مردم نامرد كه حقت اين است...!

خب حالا درود

راستي مترجماتون رو اين دفه حتما بيارين چون  اين يكي ديگه ناجور قاطيه!

و اما محتوا.......

يكي از مسائل مهم و قابل بحث در قرن هاي اخير كاهش گرايش كودكان به بازي هاي هيجاني(وحشيانه!) از قبيل گرگ بازي مي باشد كه سياست داخلي كشور را با خطر جدي و دنجرسي  روبه رو كرده است.محققان علت اين مشكل را عدم وجود اشعار كافي براي انتخاب گرگ مورد نظر عنوان نمودند.آنها مي گويند:

در قديم بچه ها با استفاده از شعرهاي اصيل من درآوردي از بين خود گرگي را انتخاب مي كردند و از آن مي گريختند اما امروزه به علت نبود اين گونه شعرها اين بازي در حال فراموشي است.خالي از لطف نيست كه بدانيم اين شعرها علاوه بر تعيين شخص شخيص گرگ سرشار از معني بودند مثلا:

 

آن، مان، نواران، دو دو اسكاچي، آنا، مانا، كلاچي

آن كه يعني آن

مان يعني مال ما،براي ما

نواران هم كه اسم يه شهريه مجاور كاستان

دو دو اسكاچي احتمالا مخفف اين جمله ميشه:بدو بدو تا به اسكاتلند برسي ،تو مي توني!

آناومانا و كلاچي هم اسم بچه هاي شاعر هست كه اينجا ازشون به خاطر همكاري با پدر قدرداني شده

منبع: فرهنگ دري به فارسي عاطفه اينا

 

از اينكه در خدمت ما بوديد،خوشحاليد...!

 

نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 22:23 توسط عاطفه| |